دلم برا ایرون تنگ شده...

دلم برا ایرون تنگ شده...

 

 سهراب سپهری

شکلات:از ارشیو داستانهای کوتاه خودم

Image and video hosting by TinyPic

     Image and video hosting by TinyPic

 اه که همه این نود سال زندگیم رو یه شکلات داغون کرد.پیرمرد  با خود اندیشید... اگه اون روز تو خیابون هوس شکلات نمی  کردم  و نمی رفتم سوپرمارکت انا رو نمی دیدم ...باهاش اشنا نمیشدم  چون برای همیشه اونروز میخواست از اون شهر بره. وباش ازدواج نمی کردم که ۴ تا بچه به دنیا بیاره. و بعد انا رو از دست بدم و دونه دونه چهار تا بچه هام  در طول این سالها به بدترین مرگ جلو چشمم از بین برن...

 

پیرزن اونور دنیا غرق تفکر بود که مرگ دوست محبوبش  در جوونیش باعث شده که تا الان زندگیش بسیار دوست داشتنی پیش بره. تو مراسم تدفین دوستش با بهترین مرد دنیا اشنا شد...  رفیق پیرزن به خاطر خوردن شکلات مسموم از دنیا رفته بود....  

پ.ن:گفتگوی بسیار بسیار خواندنی گزارشگر رادیو زمانه با خواهر ویگن

پ.ن~:جواب بعضی نظرها(اشخاص بدون وب و یا ایمل) در قسمت

 نظرها داده می شود

هتل کالیفرنیا در کی ال...

روی صندلی نشسته بودم که یه دفعه نگاهم طرف پنجره رفت.دیدم یه جونور ۱۲ الی ۱۳ سانتی چسبیده به پنجره!و چه اروم راه میرفت برا خودش. دیگه دیدن جونورای عجیب غریب اینجا برام عادی شده و فقط  تنوع اوناست که هر سری(خیر سرشون)جذابشون کرده.رفتم و چند تا عکس گرفتم ازش.یکیشو میذارم براتون.اخرشم نتونستم بفهمم اسمش چیه.چند روز قبل هم توی دسشویی عمومی دانشگاه یه عنکبوت ولو! بالای سقف دیدم و سریع بی خیال شستن دستام شدم و سیاهی ناشی از گرفتن پنچری رو به وحشت ناشی از تفکر سقوط عنکبوت ترجیح دادم!

 

 


عنکبوت ستمی که دیدم!!

 

اون جونور عجیب غریب!البته تصویر سمت راست تو شیشه رو نمیگم!

 

کی ال گردی...

ظهر فردای دیدن این جونور! رفتیم کی ال با دوستم.بازم میگم واقعا  شهر قشنگیه.برجهای دوقلوی پتروناس در شب واقعا مثل دو قطعه  الماس خوشگل هستن.و همین طور خود شهر .نورانی و بسیار  قشنگ.شب رفتیم رستوران ایرانی(ناب) و دلی از عزای غذای ایرونی  دراوردم!(هر چند خودم اشپزی می کنم ولی سبزیه قرمه سبزی رو  بزور میشه گیر اورد!)دقیقا ۳ ماه رنگ قرمه سبزی ندیده بودم!! بعدش  رفتیم یه رستوران دیگه و قلیون و چای!که ییهو سرو کله اندی پیداش  شد!ملت حسابی رفتن طرفش والبته من و دوستمم چون برا خودش در حد یه اهنگساز ایرانیه معروف که خیلی از کاراش تو هالیوود  هست،احترام قائل هستیم(جدای از خوانندگیش و اهنگای رقصش!)  رفتیم وبش خوش امد گفتیم.(البته من اهنگاش رو تو خلوت خودم  هیچوقت گوش نمیدم  ولی برای رقص خدا هستن .)اندی بم گفت تو قیافت برام خیلی اشناست! تو رو جایی ندیدم!؟(عجیبه به خدا! تقریبا هر کسی برا اولین بار میبینتم همین رو میگه!یا مثلا شبیه کسی تو  فامیلشونم!سری قبل دوستم گفت که خیلی شبیه پسر داییم هستی  و سری قبل تر اون شبیه دوست صمیمی یه بچه ها و وحالا  اندی!! ....)اومدم بگم که ولی من شما رو زیاد دیدم !ولی پیش  خودم  گفتم ضایست!بعد عکس یادگاریی گرفتیم و اومدیم بیرون.(در ضمن اندی بسیار ادم خونگرمیه).اونشب دوستم که تو کی ال خونه و زندگی داره  رفته بود یکی از جزایر مالزی و در نتیجش ما دنبال هتل  گشتیم.هر هتلی هم قسمت ماساژ داشت. (ماساژ های شرق اسیا  معروف هستن و کلی مشتری از اروپا،امریکا و... دارن.).اتاقمون رو که گرفتیم و خیالمون راحت شد ،زدیم بیرون.شهر زنده و دیسکوهایخیابونی براه بودن و صداشون تا چند صد متر میومد.همین طور club Beach هاشون.(Beach club  دیسکوهاییه  که معمولا روسپیها میرن اونجا و بدون پول راشون میدن تو همانند دیسکوها  ( ولی از مردها پول میگیرن!برای دخول به این مکانها!)و با اهنگهایی که دی جی ها میزنن میرقصن و عین دیسکوها هست با این تفاوت که اخر برنامه هر کسی پارتنرش رو انتخاب میکنه و میرن خونه واسه چایی خوردن!و البته دیسکوهای عادی باکلاستر هم هستن)

 


توضیح اینکه این عکس مال بنده نیست!چون دوربینم خوب عکس

نمیگیره!! منبع

 

من و دوستم خیابون ها رو وجب کردیم.یه دیسکو بود که اهنگ معروف  enter sand man متالیکا رو گذاشته بود و احیانا توش ملت هدبنگ میزدن.(خیلی دلم میخواست برم اونجا ولی دوستم از متال  بیزار بود).   تو طول خیابون پر از فاحشه بود و دو جنسی که تو اینجا به لیدی من معروف هستن.(بی پدرا همش چشمک میزدن!!) و البته مشتریای خودشون واسه چایی خوردن رو داشتن!تا ساعت ۳ بیرون بودیم وموقع برگشت بارون وحشتناکی گرفت.رفتیم هتل .من یه دوش اب گرم گرفتم و خوابیدم تا صبح.(خستگیه پیاده روی هنوز هم تو پاهام  مونده...).بقیه روایتم تصویری باشه بهتره...

 

 


شماره یک گی (دستشویی بین راهی) از این شماره ها بسیار زیاد هست و اینجا کم همجنسگرا نداره.

 

کی ال شهر بسیار قشنگیه. برج شبیه برج میلاد خودمون تو عکس

 مشهوده.



از هتلهای خوب اینجا

 

و همینطور شبهای نورانی وقشنگش دستفروش هنرمندی با استفاده از سیم اینارو خلق کرده

 

 هم جی بی زیاد ماشین فراری دیدم هم اینجا(سهیل جون یاد تو هم بودیما!هنوز لایی میکشی یا نه سر عقل اومدی؟!!)


والبته کی ال جای زشت هم داشت ولی خوب کم بود مقایسه رو قشنگ تو عکس میتونین ببینین.



ریلهای مترو به شیوه کاملا متفاوت با ایران و قشنگتر بودن و به قول معروف روکار، هم بودن و از روی پلهای هوایی رد میشن. و اما برجهای خوشگل پتروناس...از دید من



یه قل از دو قل!

 


جالبه برا خودم دو تا عکس بالا رو تصادفی گرفتم!!

 

 

تبلیغهای قشنگ روی دیوار سالنهای پاساژها

 

 

و اما این سه تا تصویر تبلیغاتی بال وقتی از جلوشون رد میشدی باتغییر زاویه دید عکس تغییر میکرد. برای مثال عکس وسط رو در نظر بگیرین از بالا به پایین. این تغییرات رو در حین حرکت ثبت کردم. افتادن یه سنگ توی اب رو نشون میده.کمتر کسی دقت کامل روتصاویر داشت!

 

و اما اکواریوم معروف کی ال کمی دورتر از برجهای دوقلو و در زیر زمین اکواریم بسیار زیبای کی ال هست. واقعا قشنگه.هر چی بگم کم گفتم. عکسها شاید گویای یک هزارم این زیبایی هم نباشه.به جز ماهی گونه های دیگری از حیات وحش بود . سوسمار و انواع عقرب و....

ورودی قسمتی که بالا سر ادم اکواریم بود جوری که فکر میکردی زیر  دریا هستی!

 

کشتیی مثلا غرق شده و ماهیای کنارش درست جلو من بودن.با اختلاف کمتر از دو سه متر!

 


یه قسمت دیگه و سایه کوسه ای بر اب

 


این کوسه درست بالای من بود.



و ستاره های دریایی... به به!

لاک پشت شاخ همچین سریع شنا می کرد.  اگه مرد بود تو خشکی این جور می رفت!


زبون کوتاهه!!

 

 

 

درست ۲ساعت قبل از کنسرت اندی سری دزدکی به سالن اجرا زدیم! کنسرت خوب اجرا شد و البته با تاخیر.اندی گفت یکی بم پیشنهاد داده  اپلای کنم واسه مستر و بعدش بمونم اینجا!!! و  اهنگ هتل کالیفرنیا رو خوند.و اهنگای شادش رو. کلی از رقص خالی شدم...کنسرت تموم شد و ما برگشتیم به خونه هامون.وقتی وب دوستم رو چک میکردم این لینک رو دیدم و به قول معروف کنسرت زهرم شد!این پست هم طولانی شد.نمی دونم خوبه یا بد!

امارش رو بم بدین.

بدرود

پ.ن۱:این رو تو یکی از میلام دیدم جالبه.اگر این شماره رو(Q33NY ) تو ورد بنویسین که شماره هواپیمای برخورد کننده به برجهای دو قلو در ۱۱ سپتامبر هستش و فونت رو به  wingdings  تغییر بدین چیز جالبی میبینین.بعد خوندن میل تحقیقی کردم و نتیجش این شد.واقعیت بدون انکار این قضیه هوکس هست.دروغ و فریب اینترنتی.شماره این پرواز AA 077, AA 011, UA 093 and UA 175 هست.

پ.ن۲:  اگر سارقان شما را وادار کردند که از کارت عابر بانکتان پول بگیرند شما رمز کارتتان را به صورت معکوس (یعنی از آخر به اول) وارد کنید مثلا اگر کلمه عبور شما 1254 میباشد شما عدد 4521 را وارد کنید. با این کار عابر بانک به شما پول میدهد ولی در عین حال دستگاه به صورت خودکار پلیس را در جریان سرقت قرار میدهد. این

 قابلیتی است که تمام دستگاههای خودپرداز دارند ولی اکثر مردم از آن بی خبرند.

پ.ن۳:لینکهای روزانه ای که کنار صفحه میذارم می تونه براتون جالب باشه.

پ.ن۴:دی جی الیگیتور و ارش ژانویه تو کی ال کنسرت دارن.

پ.ن۵:به دلیل طولانی شدن این پست فعلا پستهای تو صفحه رو کم  میکنم.

پ.ن۶:اگر وجدان وشرافت ایرونی داشته باشید میدونید بعد خوندن این  لینک ها چیکار بکنید.۱ ـ ۲

پ.ن۷:احتمال داره که در اینده نزدیک سیاست دانشگاه در مورد پذیرش دانشجویان دانشگاه ازاد ایران تغییر بکنه.(امار دقیق رو البته ندارم)

پ.ن۸:عکسها مال خودمه به جز اونایی که ذکر میکنم.

پ.ن۹:به قول شمالیا:پاره بیتمی!!!

 

یه روز پر خاطره...

 

 

بعد کلی خونه موندن،رفتن به یه پیک نیک می چسبید.من و دوستام

راهیه سفر یه روزه ای پر لذت شدیم.هوا ابری و خوب بود و گوش دادن

 به صدای شهرام ناظری کافی بود تا این عیشمون رو کامل

 کنه.راستی جاده هم شمال خودمون رو تداعی می کرد(نه کاملا ولی

 تمام جنگلی و زیبا بود).

 

راه پر از جنگل بود.

 

ابشاری که اسمش یادم رفته! مقصد اولمون بود.مثل بهشت گمشده

 شیراز بود(یاد شیراز به خیر که به نظر من بهترین شهر ایرانه). طبقه

 طبقه ،جنگلی و مرتفع و البته که رودخونه پراب.و پوشش جنگلی

خاص استوا،و خونواده هایی که زده بودن دل طبیعت و اب...بوی دود هم

 یه جورایی بود ولی بوی دود ایرون رو نمی داد(جدی میگم)

 

 

 

جنگلهاش شبیه بهشت گمشده شیراز وبا پوشش متفاوت بودند.

 

 

پوشش استوایی جنگل

 

 

راه هم نرده کشی شده بود تا بالا به شیوه بسیار شیک.

 

 

از روی پلی روی رود

 

 

خود بدذاتم!!(روی پل)

 

 

یادجاده های ایرون به خیر!!

 

بعدش کوبیدیم جند ساعته رفتیم ساحل دریایی که مستقیم وصل به اقیانوس هند بود.جالب

 بود که از چند نفرپرسیدم و اسمش رو نمی دونستن !

 


هنرمندی! من در ساحل دریای چین جنوبی!!

 

 

دریای چین جنوبی دیگه!!

 

برگشتنی رفتیم یه رستورانی که پر قلیون بود!!ولی خوب شیک بود.یه

 غذایی سفارش دادم که از انواع مواد مختلف و برنج تشکیل شده

بود.از چند نوع قارچ و ذرت وهویج ومیگو و گاو(یعنی گوشت گاو!!)و مرغ

 و ...کلی چیز که نتونستم انالیز کنم!!

 

غذایی که همه چی توش بود جز خواجه حافظ شیرازی!!!

 

 

راستی یه چیزی که حال کردم اینجا قضیه برخورد دولت با فضانورد

 مالایی که برای اولین بار به فضا رفته بود، بود.خیلی تحویلش گرفتن

 وحتی تو رستوران یه پرده بزرگ بود که داشت به صورت مستقیم

 گفتگوی نخست وزیر(بالاترین مقام سیاسی مالزی) با فضانورد مالایی

 که در ایستگاه فضایی بود رو پخش میکرد(به زبان انگلیسی) .اون موقع

 عالی ترین مقامهای سیاسی ایران قسم می خورم افتخارات

 ایران رو نمی شناسن یا اگرم بشناسن فراریشون میدن!!فوت

 پروفسور حسابی یادتون هست؟؟؟؟؟

 

پخش مستقیم همونی که بالا گفتم!

 

فعلا...