GODISNOWHERE

 

 

GODISNOWHERE this can be read as: God is now here or as: God is no where, everything in life depends on how you look at them, always THINK POSITIVE

شعله





« شعله »

شعله
کامل زندگی می‌کند اما کوتاه
و در طی عمر
عمری که بیش‌تر از
لحظه‌ای نورانی
طول نمی‌کشد
در یک دم
هزاران هزار جلد را می‌بلعد
و با فرهیخته‌ترین ذهن‌ها یکی می‌شود
کمیت و کیفیت برایش مهم نیست
(مثلن کتابخانه‌ی اسکندریه را
کم‌تر از یک روز
کاملن سوزاند)
و خاکستری
که از او ماند
برای پاک کردن نقره‌جات
مناسب است

نسخه‌های مذهب
دلپسند اوست
دوستدار شعر است
اما دست رد به سینه‌ی آثار نظری هم نمی‌زند




« سقراط که زهر می‌نوشید »

سقراط که زهر می‌نوشید
درختان می‌رقصیدند
و رشته‌ی باریک دود
بر فراز دودکش
می‌خواند

سقراط که زهر را
قطره قطره
خانه‌ها
در آفتاب
ساکن و سنگین ایستاده بودند

سقراط که نقطه‌ای گذاشت
پس واپسین سؤال
جهان
آونگی بود و
خمیازه می‌کشید

هالینا پوشویاتووسکا

برنده جایزه ادبی نوبل 

۱۹۹۶


 

راستی،اس اس سورررراخههههههه!!!

                                       

 

            

عجب روزگاریه!دربی قبل تو ارمنستان بودم و حرص می خوردم و الانم

 اینجا! قبلی رو که گزارشش رو از بی بی سی می خوندم!و این یکی

 که تا ۲ ساعت دیگه شروع میشه رو غیر مستقیم واحتمالا از طریق

 اینترنت(با دو ساعت تاخیر!!).دلم برا اون کل کل هایی که با دوستام

 داشتم برا بازی تنگ شده!اینجا هم سر گرونترین غذای مک دونالد

 سر برد پرسپولیس،با دوستم شرط بستم!ترک عادت موجب مرضه!برا

دربی قبل هم یه همچین کاری تو یروان کردم ولی مساوی شد! 

  راستی،اس اس سورررراخههههههه!!!

 

 

باز باران باترانه...

 

 

هوا بد جوری ابریه و صداهای به نسبت دور تندر هم نشون میده یه روز دیگه با بارونای وحشتناک استوایی رو.هوا هم با اونکه الان ساعت ۳ ظهره ولی تقریبا تاریکه!دیشب با دوستم رفتیم جاده جنگلهای مخوف  اینجا! مه هم بود ومجبور بودم با سرعت کم برونم.دنیای پر ابهامی بود دیشب!!هر ان انتظار داشتم میمونی نازل شه رو ماشین!(اوه اوه... همین الان اون بارونه که گفتم شروع شد!)منم که مخم تاب برداشته تو اینجور موارد برم تو فلسفه جات!! و بک گروند(بابا اینگلیش!! بگو زمینه دیگه!)گفتگو تا کمی از مسیر موسیقی  جان باری(موزیک فیلم dances with wolves)بود و ابهام رو کامل کرده بود.کمی هم پیاده شدیم. سکوت خدایی حکم فرما بود.(البته میامین(منظورم میمونها ست!) بعضی وقت ها عربده ای ول می کردند!که می شا..د! به سکوت و ابهام!).و البته الان به جز صدای تندر همون سکوت دوباره هستش.راستی رفتم بیرون الان و چند تا عکس گرفتم از این بارون و... 

 

 

اینجا محوطه جلو سوییته

 

 

یاد قشنگترین شعر سوم دبستان افتادم،باز باران باترانه، با گهر های

فراوان... به به...گلچین گیلانی با یه نسل چه کرد...

فعلا...