چگونه سیگار را ترک کردم؟

 

 

 

سال دوم دوره لیسانسم بود که با کشیدن چند پوک سیگار کنت پایه بلند،وارد جرگه سیگاریها شدم!بعد از ان با امتحان سیگارهای مختلف و  البته در ماههای اول ماکسیمم، ۳ الی ۴ نخ در روز،به قول امروزیها،سیگاری شدم!(واژه ای که معمولا سیگاریها از ان خوششان نمی اید!)با فهمیدن خانواده و فامیل،این تابو هم شکست! و دیگه تو مهمونیها با پایه ای که وضعش مثل خودم بود!(پسر خالم)همراه با نوشدنی ها(قهوه و...!!)تو جمع سیگار می کشیدم و جدا برام لذت شده بود ولی از حد نمیگذروندم(دراین جمع!).تو مهمونیهای دوستان و یا جمع های دوستانه سیگار کشیدن از حد می گذشت و مواقع اعصاب خوردی هم که موجه ترین حالت سیگار کشی بود!! حالتهای خوشحالی هم که جدا می طلبید!و حتی بعضی وقتا تو (گلاب به روتون)دسشویی هم سیگار کشیده می شد!یعنی خلاصه به هر  بهونه ای سیگاری روشن میشد و وقتی به سرفه های شدید و خستگی از مزه سیگار می رسید هوس ترک به سرم میزد!به همراه دوستان یک الی دوروز سیگار کشیده نمیشد و بعد از اون مثلا کافی بود یه لواسون بریم و کنار رودخونه و چایی و یه دفعه جای خالی سیگار.

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است      سلطان جهانم به چنین روز غلام است

 بله! حالت اینجوری بود که فکر ترک کردن سیگار از ترس کتک خوردن از طرف ما دوستان شفیق، از سرمون فرار می کرد! و ما هم وقیحانه و همچون سنگ پای قزوین،سیگار(که معمولا هم تو جیب ما ترک کرده ها  بود!)روشن می کردیم و روز از نو  و روزی از نو!یک بار هم در دوران دانشجویی و جدا فقط به قصد ترک سیگار،پیپ خریدم!!!(جدا از ژست خوبش،که در کوچکی با دیدن عکسهای مرحوم هویدا،از پیپ خوشم میومد)گفتم شاید به دلیل سختی اماده کردنش به نسبت سیگار،کمتر بکشم.و چشمتون روز بد نبینه!کاری که سیگار با ریم در حدود سه سال کرد،پیپ در کم تر از یک ماه کرد!شاید روزی ۴ الی ۵ بار میکشیدم .پیپ رو بعدا به یکی از دوستام که قصد خرید پیپ داشت ،دادم.این روش هم شکست خورد.(البته قبلا چنین تجربه ای با قلیون(یا به قول عربها،شیشا و به قول فرنگیا(انگلیسی زبانا!)هابل بابل!)داشتم! و اون هم ۱۰ بر هیچ شکست خورد!)نصیحت پدر و مادر هم اثرش در حد اثر احمدی نژاد بر اقتصاد ایران بود!واقعا هیچ راهی وجود نداشت.برادرم هم که اون دوره اوج پزشکی خوندنش بود همیشه جدید ترین صحبت استادشون رو در زمینه ضررهای سیگار رو به من می گفت ولی اثر این قضیه هم در حد تاثیر ایت...خزعلی بر پیشرفت علم بود!در این دوران که تازه فارغ التحصیل هم شده بودم تا مشخص شدن معافی پزشکیم به کلاسهای کارگردانی فیلم رفتم و برای یکی از جلسات فیلمنامه ای اتفاقا در مورد سیگار نوشتم که خیلی هم مورد توجه استادم قرار گرفت و اگر کسی پیامش رو می گرفت سیگار رو با موفقیت می تونست ترک کنه و جالبه که کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!(ولی پیامش هم بعدا یکی از دلایل ترک شد). تا اینکه پدرم بیمار شد،بیماری نادر ریوی.سرطان نبود. و بیماریی بود که حتی ارتباطش با سیگار مشخص نیست و هنوز هم دانشمندها علت اون رو نمی دونن.(پی.ای.پی).نصیحت پدر سر تخت هم به اون صورت اثر نداشت.ولی دیدن زجری که ناشی از تنگیه نفس هست و اون هم از نزدیک(که فوق العاده عذاب اور بود برام) جرقه این ترک رو در من زد که البته دو سال بعد عملی شد. (و البته من در اون بیمارستان انقدر بیمار سرطانیه تنگی نفس داره سیگاری دیدم که  با دیدنشون کلی وحشت کردم!)

 

 

 

 

بعد فوت پدرم و درست روز پنجم یا ششم بود که در یک حرکت احساسی سیگار رو زمین گذاشتم(به یاد پدرم که می گفت :نکش).ولی بعد از عادت کردن به نبود پدر و نبودن ناراحتی های شدید روزهای اول فوت،دوباره سیگار کشیدن رو از سر گرفتم.و البته این بار با کلی تجربه شکست خوردن، بودم و تنها چیزی که فکرش نبودم سلامتیم بود.(هیچ وقت ،حداقل در مورد ترک سیگار، احساسی تصمیم نگیرید.)تا اینکه عکسهایی رو حدود دو ماه قبل دیدم که یاداور دورانی بود که پدرم در بیمارستان بود.یاد دیدن ریه سیگاریهای فوت کرده در ازمایشگاه بیمارستان.و همینکه تجربه نشون میداد و هم اون فیلمنامم! که سیگار فقط و فقط و فقط به یک دلیل باید ترک بشه،سلامتی و این برا من مفهوم سخت تنگیه نفس رو داشت.توصیفش رو پدرم اینگونه می گفت:بدترین دردی که در زندگی دیده ام.احساس اینکه در یک قفسم و تکون نمی تونم بخورم.سراسراحساس خفگی... و البته من هم این وصف رو متاسفانه در اودیدم.شب ترک سیگار با خودم و خدا خلوت کردم و با توجه به این شرایط ازش کمک خواستم. و تا الان هر موقع که سرفه ای می کنم و میبینم که عامل اون یعنی سیگار رو ترک کردم کلی خوشحال میشم وبه خودم می بالم.راستی نکته دیگر اینکه در ترک های چند روزه بالا و یک بار حتی ۲۰ روزه فشار های ناشی از سیگار نکشیدن که به من وارد میشد و من جایگزینی براش نداشتم باعث میشد دوباره به سیگار رو بیارم.ولی این سری جایگزین چای یا ادامس رو پیدا کردم و اینکه در طول این مدت یک ماه و نیم بعضی وقتها که هوسی سیگار میشدم با اراده کامل و اطمینان از عدم بازگشت به سیگار ،پکهایی از دوستان می گرفتم.این یعنی اینکه اگر روزی سیگار رو  ترک کردید هیچ وقت نکشیدن اون رو تابو نکنید تا اگر در طول ترک سیگاری رو کامل کشیدید، نا امید نشید.اگر اراده داشته باشید دیگه سیگاری نیستید و به دلیل حفظ سلامتی به سیگار بر نمی گردید.(پس در صورت میل بسیار شدید،بهتر است سیگاری رو که به شما سازگار نبوده در حد نصف نخ بکشید) و از دوستان سیگاریتون هم اگر واقعا دوستتون هستن بخواین که جلوتون سیگار نکشن و حداقل دودش بهتون نرسه.در ضمن خوندن ضررهای سیگار در مقاله ای بد نیست !!!با نقل قولی معروف از مارک تواین،حرفام رو تموم میکنم(در مورد سختی ترک سیگار)مارک تواین در جمله ای بسیاربا معنی میگه: ترک سیگار خیلی اسان است.من تا بحال بیش از صدبار ان را انجام داده ام!

پی نوشت۱: رادیو اف ام کلاسیک رو روی وبلاگم گذاشتم،که موسیقی کلاسیک،۲۴ ساعته پخش می کنه و پنل کنترلش پایین صفحست. 

پی نوشت۲:در مورد قضیه اعلام اسامی پذیرش شده ها،عده ای از پذیرش شده ها اومدن که از اب گل الود ماهی بگیرن که مثکه شرکت ایران ایندیا(که اصلا دل خوشی ازش ندارم)جلوشون رو گرفته.به زودی پستی در این باره میدم.

 

 

 

کبک ها ،سر رو یه لحظه از برف بیرون بیارید.

در حالیکه وارد ۴۵ امین روز ترک سیگارم شدم!و واقعا هم از این قضیه راضی هستم و البته این کار رو سخت می دونم،ولی به زودی روشی رو که خودم در این مورد پیاده کردم رو تو یه پست میذارم. فقط علی الحساب این رو داشته باشین تا بعد(من در بیمارستان ریه سیگاری فوت کرده رو در درون نگهدارنده در شیشه ای در قسمت ازمایشگاه دیده بودم و دقیقا اینچنین) ...

شاید این عکس خطر رو برای ما ملموس تر کنه و کبکی کنه مارو که سر رو از زیر برف بیرون اوردیم...

 

ریه فرد سیگاری(با بدخیمی) و ریه سالم

روزگذر

 

صداهای وحشتناک اذرخش و تندر سه روز قبل که واقعا کرک و پر هر جنبنده ای رو می ریزوند،ولی من خوشم میومد!(شاید جنبنده نیستم من!)،نمی دونستم باعث از بین رفتن اینترنت میشه واسه چندروز!به هر حال همون قضیه خربزه و خوردن ولرز و از این حرفاست! بگذریم.چند روز قبل من کمی منگ بودم(از کم خوابی!)و در حین رانندگی،تو دانشگاه،مسیر رو اشتباه رفتم وسر ازجاده جنگلهای تاریک و متروک تو دانشگاه در اوردم!تجربه مرموز جالبی بود.و واقعا باید این جنگلها رو دیده باشید تا حسم رو درک کنید.اواز میامین(میمون ها!)و جغد و صدای جنگل!با هم هارمونی مرموزی درست کرده بودن.نهایتا خودمو از این اوضاع نجات دادم!راستی به زودی یه سفرنامه از جایی که تو این مدت بودم !،اینجا میذارم.(اینارو گفتم یه چی گفته باشم!)

 

  

لیست اول پذیرشیها و نکات مهم قبل از امدن به مالزی

 

اول اینکه با هزار دنگ و فنگ!لیست اول پذیرش گرفته ها،رو گرفتم.نمی خواستم این پست رو تو این وب بدم.(چون خط سیر وب مشخص شده)ولی دلایلی بو د که این پست رو اینجا گذاشتم والبته در وب دیگه  هم میذارم.دلیل هاش هم اینها بودند:

۱)انتظار کشیدن همراه با اذیت شدن خودم در همین دورانی که وضعیت شما رو داشتم.

۲)بی درکی شرکت ایران......زمانی که چندین ماه قبل پذیرش اومده  بود (و بنا به دلایلی که همه می دونیم) یک ماه وخورده ای دیر به من اون رو اعلام کرد و وقتی به من گفت که جمعا ۸ روز وقت تا رفتنم نداشتم و خیلی از جلسات کلاسهای امادگی زبان دانشگاه   برای امتحان رو از دست دادم.

۳)نکات کلیدیی که به دردتون میخوره و باید بدونید.

لیست پذیرش گرفته های سری اول رو اینجا ببینید.

نکات مهم قبل از امدن به مالزی:

۱)حتما کتاب،توصیه های مهم به دانشجویان عازم خارج از کشور را تهیه کنیدودر طول سفر هم همواره همراه خود داشته باشیدو نکات انرا مو به مو مد نظر قرار دهید.

۲)لباس گرم به هیچ عنوان همراه خود نیاورید.(ماکسیمم یک سوشرت بهاره،اون هم اگر خواستین یه روز به سردترین جای مالزی که یک مکان خنک تفریحی هست برین!)

۳)باری که میتونین و مجاز هستین بیارین ۳۰ کیلو هست.

۳)انواع و اقسام سی دی هایی که لازم دارین رو بیارین.

۴)سعی کنین کتاب اگر قراره بیارین ،به جاش سی دی اون رو بیارین مثلا به جای کتاب دیوان حافظ،سی دی اون رو تهیه کنید و همین طور دیکشنری و ...و برای هر کتاب سرچ کنین ببینین سی دیش هست یا نه.(بارتون سبکتر شده و یا بارهای مفید بیشتری می تونین بیارین).

۵)انواع پی.سی(رایانه)و لپ تاپ اینجا هست و به قیمت خیلی ارزونتر از ایران.(نه خیلی خیلی!)

۶)اگر سیگاری هستید،یه باکس با خودتون بیارین.(اینجا خیلی گرونتر از ایران هست.)

۷)توری پارچه ای برای پنجره برای جلوگیری از پشه و مارمولک حتما با خودتون بیارین.(اینجا چیزی به اسم توری خیلی کم گیر میاد)

۸)حتما به اندازه دو سه وعده غذای ساده،مثلا کنسرو نان و... با خودتون بیارین.

۹)انواع سبزی خشک فراموش نشود.

۱۰)این مواد یا وسائل بسیار گرانتر از ایران هستن و از طرفی اگر باخودتون بیارین و اون ۳۰ کیلو رو پر کنین ،گذرا خواهد بود و شاید ارزش اوردن نداشته باشه ولی بدونین بد نیست:نان،عدس،انواع میوه( به جز موز و اناناس و میوه های استوایی)،ابلیمو،باتری(بسیار گران)،خرما

۱۱)وسائل برقی ارزانتر از ایران هستند.

۱۲)برای حمل پول (که بهتر است یورو باشد)حتما کیف گردنی چرمی تهیه کنید و نیز مبلغ خورد شده در حدود ۱۰۰ یورو در کیف جیبی خود داشته باشید.

۱۳)اگر بتوانید به صورت گروهی بیایید و بهتر است تنها نباشید.


نکات مهم در فرودگاه ایران


۱)یک الی دو ساعت قبل از پرواز در فرودگاه باشید.

۲)مراقب وسائل خود باشید.

۳)تا ۷.۵کیلو بار کم حجم و ماکسیمم به اندازه یک کیف سنتور رامی توانید با خود به داخل هواپیما ببرید.


نکات مهم در فرودگاه کی.ال


۱)بعد پیاده شدن از هواپیما ،اتوبوسی شما رو به قسمت اصلی سالن فرودگاه میبره.

۲)در اونجا باید سوار ترنی بشید که ببردتون محل تحویل گرفتن بار.(پیدا کردنش سخت نیست،اگر زبانتون قوی نیست این رو حفظ کنید و بپرسید:

I want to go to  baggage reclaim  .where should i go

baggage reclaim  به معنی محل تحویل گرفتن بار هست.

۳)بعد از تحویل بار (که روی سکوی دوار متحرکی در حال چرخش هست و میتونید بارها رو ببینید) به قسمت exchange office برید و حدود ۱۰۰ یورو چنج کنین ونه بیشتر.(هم به دلیل امنیتی و هم اینکه نرخ چنج کم هست تو فرودگاهها).

۴)تاکسی تا کی.ال ماکیسمم ۸۰ رینگت هست. والبته برای قیمتها چونه بزنید حتما!

۵)اگر عازم  جای جز کی ال هستید  معمولا از طریق سفر هوایی از همون فرودگاه هم میتونین بلیط بگیرین واز  همونجا برین. 

۶)اگر جایی رو برای رفتن ندارید،به راننده تاکسی امار اینکه هتل می خواین رو بدین.

ـ hilton kl......۰۳-۲۲۶۴۲۲۶۴

ـsuccasa....۰۳۴۲۵۱۳۸۳۳

ـ۰۳۲۱۴۱۹۲۲۸  .......putra bin tang

یکی از هتل ها که نزدیک کی.ال هست با ادرسش رو

 اینجا میذارم:

 tower view hotel   (adress: perdagangan seri kembangan  43300

selangor)  .....   ۰۳۸۹۴۳۶۲۰۱

  

 در ضمن خیابان معروف بوکیت بین تانگ در کی ال پر از هتل های ارزون وگرون هست.

۷)برای رفتن به دانشگاه خارج کی ال   ایستگاه اتوبوس(ترمینال) پودورایا برید و نام ایستگاههای دانشگاههای بین راه رو بدونین.

۸)همه روزها،به جز شنبه و یکشنبه، مرکز دانشجوهای خارجی باز هست واز ۹ صبح تا ساعت ۴ عصر.وقتی که شما درایستگاه   شدید،اگر در زمانی قرار دارید که اس پی اس باز هست،مستقیما تاکسی بگیرید برای دانشگاه ،بخش دانشجویان خارجی .میتونین همون موقع در خواست خوابگاه بدین و شب رو توش بمونین. یا گست هاوس(خانه مهمان) برای یک شب به طور رایگان بهتون میدن(معمولا) که بسیار عالی هست(با ایر کاندیشن) و در موارد عادی هر شب اقامت در اون ۱۰۰رینگت هزینه داره.(یعنی مواظب بعضی سودجوهای متاسفانه ایرانی باشین که ۱۰۰ رینگت بابت یک شب ازتون نگیرن و شما طرف حسابتون مستقیما با اس پی اس هست) .

اگر نکات تازه تری به ذهنم برسه به این پست اضافه می کنم.و خواهش  می کنم این پست ولینکهای مرتبطش رو دقیق مطالعه کنید تا سئوالهای تکراری نپرسید.

اگر سئوالی که جوابش تو این پست نبود به ذهنتون رسید،به من ایمیل  بزنید و خواهش می کنم در قسمت نظرات این وب(به جز این پست) سئوالهای مربوطه رو نپرسید. بدرود