هوس شب کویر در جنگل آباد اینجا...

یاد صبحونه ای که تو خونه قدیمی دوستم در یزد خوردیم و یاد آن شب به خیر. زیر خوشه پروین از خوشه های انگور تاک اون خونه قدیمی در می چیدیم.عجب شب غریبی بود در محله قدیمی یزد. آب به کاهگل دیوار می زدیم و اون بو و اون فضا بی شک بیانگر خود بهشت بود...


http://www.dreamview.net/dv/new/photos/101431.jpg

پی نوشت: در حد مرگ مشغول کارهای این ترمم هستم!حرف زیاد هست برای گفتن از پررویی و وقاحت حاکمان ظالم وطن که هر سری با دیدن آن رعشه می گیرم.این ترم بد سنگین هست واسم و شاید فعلا وقت زیادی برای حرص خوردن از این ظالمان نباشه...
 پی نوشت ۲:عکس تزیینی و از شبهای زیبای کویرهای ایران هست.

بوی خوش وصل آمد...


یادمون باشه که اون شاه که به صد مهره نمی باخت،تاج رو از سرش تو میدون،لشکر پیاده انداخت...

بر ذات بد ذات هر چی کلاغه...

http://nakhaei.persiangig.com/image/ca2.jpg


خصومت جانوران دانشگاه با من پایانی نداره.هنوز دیر وقتی از حمله زاغهای رستوران به من نگذشته که دو تا حادثه پی در پی کمی من رو منقلب کرد!فرض کنید صبح میخواین برین سر کلاس و  در ماشینتون رو باز می کنید که راه بیفتید. میبینید که شیشه جلو   رو کلاغها مورد مرحمت قرار دادند.(از اینجا می گم مربوط به کلاغه که این حجم لطف و علاقه نمیتونه کار جانوری به جز این موجود بد ذات باشه). خلاصه همین حادثه بیش از دو بار برای من تکرار شده .البته من هر سری با کنجکاوی آمار ماشین های اطراف رو هم گرفتم ولی دریغ از خرابکاری حتی یک خر چسنه! آخه چرا من؟؟؟؟


پی نوشت: عکس تزیینیه...