-
دوره ارزانی...
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1387 08:23
آفلاین قشنگی داشتم از یکی از دوستانم: چه کسی میگوید که گرانی اینجاست ؟؟!دوره ارزانیست !چه شرافت ارزان... تن عریان ارزان... و دروغ از همه چیز ارزان تر ...آبرو قیمت یک تکه نان... و چه تخفیف بزرگی خوردست قیمت هر انسان... پی نوشت:صدای ماندگار شعرهای سهراب،خسرو شکیبایی کفش عزیمت به پا کرد...یک نفر باز صدا زد سهراب،کفشهایم...
-
از دیگر عجایب این سر دنیا!
سهشنبه 25 تیرماه سال 1387 15:21
الان که دارم اینو مینویسم یه پرنده تپل پدرسگ خوشگل بوبولی !!کمی جلوتر از تراسم رو پایه پایین شیروونی نشسته و به صورت پریودی پشت سر هم صداهایی مختلف (بیش از ۱۸ نوع)رو به ترتیب از خودش در میاره.. انواع صداهاش رو شمردم...مردم از خنده...صداها به هم هیچ ربطی ندارن و بسیار زیبا و با نمک هستن...این رقمش رو تا الان نه دیده...
-
متهمی به نام خدا
دوشنبه 24 تیرماه سال 1387 23:46
روزایه عجیبیه این روزا واسه خود خدا!همه ازش شاکی هستن چرا این دنیای پر از بدی رو ساختی؟!!خدا بزرگترین متهم این روزهاست... براش کلی هم جرم تراشی شده... من که نمی خواستم بیام این دنیا چرا من رو اوردی؟ خدایا چرا جواب این همه ظلم رو نمیدی؟؟ چرا به بم زلزله فرستادی؟ عرق شرم داره پیشانیت... اخ که شکرت ای خدا واسه جهان به...
-
روبهان انسانی
دوشنبه 24 تیرماه سال 1387 00:21
از وب دوست نازنینم مطلبی قابل تعمق و زیبا پیدا کردم...تقریبا تمام حرف زده شده در مورد ... " وقتی مُروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند٬ در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست٬ زمینهایمان را داشتیم. پنجاه سال بعد٬ ما در دستمان کتاب مقدس داشتیم و آنها زمینهای ما را دردست داشتند. جو مو کیانتا اولین رئیس جمهورکنیا بعد از...
-
۱۸ تیر گرامی باد...
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1387 01:41
وظیفم هست از صدایی بنویسم که خاموش شد حداقل به عنوان ایرانیی که به نسبت از ازادی بیشتری برخورداره...ایرانیه غربت نشینی که به راحتی و بدون فیلترشکن به سایتهای مختلف میره و مزه این رو به مزه قرمه سبزی با ته دیگ سیب زمینی دست پخت مادرش ترجیح میده...و شاید در غربت کمتر احساس غربت کنه تا در وطنش.امروز سالگرد ۱۸ تیر ماه...
-
شعری که همواره ورد زبان پدرم بود...
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1387 21:24
یادش به خیر...در سفرهایی که به تبریز و آذربایجان غربی داشتم پدرم هر موقع دورنمای زیبای دریاچه ارومیه رو میدید بی اختیار شروع به زمزمه شعر زیر از مهدی سهیلی فقید می کرد.از نوستالژی های این شعر هر چی بگم کم گفتم.مخصوصا که چند سال قبل پدرم این شعر رو دکلمه کرد و مادرم با با اهنگ فلوتش او رو همراهی کرد و تمام رو ضبط کردم...
-
ایرونی ساقه و برگ و ریشه...
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1387 03:17
کم کم داره ترم جدید شروع میشه و ایرانیها کم و بیش اومدن.الانا تازه می فهمم قبل اینکه خودم برا اولین بار پام رو بذارم تو دانشگاه بین ایرونیهای قدیمی تر اینجا چه بحثی در مورد ورودیهای جدید بوده.امیدواری از اینکه ایرونیای ادم حسابی بیان ایرونیایی که واقعا ایرونی باشن و سرشون به تنشون بیرزه.ایرونیهایی که فرهنگ واقعی و...
-
داستانی بسیار زیبا:چرا خودکشی کردم؟
دوشنبه 20 خردادماه سال 1387 11:36
چرا خودکشی کردم؟ توی طبقه دهم زن و شوهری رو که همیشه به لاو ترکوندن مشهور بودن در حالی دیدم که بدجوری همدیگه رو میزدن. پیتر خشن وقوی رو توی طبقه نهم دیدم که نشسته بود وهای های گریه میکرد توی طبقه هشتم می نامزدش رو تو وضعی پیدا کرد که با بهترین دوستش همبستر شده بود توی طبقه هفتم دن مثل هرروزدر حال خوردن داروی ضد...
-
به یاد بزرگ اموزگار زندگیم،پدرم
پنجشنبه 16 خردادماه سال 1387 08:53
امر وز سالگرد دوم از دست دادن بزرگ اموزگار زندگیم و دومین سالگرد درک عمیق من از این دنیای پست و دومین سالگرد دانش من به مفهوم پوچ وابستگی ودومین سالگرد شناخت عمیقتر پروردگار دومین سالگرد شکسته شدن بسیاری ازتابوها ودومین سالگرداولین گریه من،تبریک یا تسلیت؟؟؟؟!!!
-
یاغی
دوشنبه 6 خردادماه سال 1387 21:36
برلبانم غنچه لبخند، پژمرده است نغمه ام دلگیر و افسرده است نه سرودی، نه سروری نه هم آوازی، نه شوری زندگی گوئی ز دنیا رخت بربسته است یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است این چه آئینی است، چه قانونی است، چه تدبیری است من از این آرامش سنگین و صامت، عاصیم دیگر من از آهنگ یکسان و مکرر، عاصیم دیگر من سروری تازه می خواهم جنبشی،...
-
تحصیل در مالزی و هزینه ها (اپ دیت ۲۱ اسفند ۱۳۸۷)
جمعه 3 خردادماه سال 1387 20:09
اولین قدم(کلی و برای همه کشور ها) این پست در ادیت و آپدیت فعلی برخی نکات آن تغییر کرده است و نه همه. نگارنده وقت چک کردن همه موارد را ندارد. برای تحصیل در خارج از کشور مراحلی باید گذرانده شود که به شرح زیر است: ۱.معمولا باید اخرین مدرک (که مدرک موقت هم میتواند باشد) و ریز نمرات دوره از دانشگاه اخذ شده باشد.(ریز نمرات...
-
من،فریاد،بغض و پرسپولیس
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1387 09:32
هنوز صدام گرفته...زنگ دار شده شدید از فریاد شادی من در غربت... با تمام وجود فریاد میزدم و شاید هنوز هم قضیه رو باور نکرده باشم...قبل فریاد خاضعانه با پروردگار صحبت می کردم و شب قبل فریاد از اضطراب بی خوابی پر بودم من ومظلومیت افشین خان قهرمان...و بعد صحنه فریاد، من و عهدهام با خدا... من و فکر به امید...من و زیبایی...
-
درووووووود!
پنجشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1387 17:02
امتحان چه بلاها که سر ادم نمیاره... درود به همه...امتحانا بالاخره تموم شد و فرصت کردم بیام اینجا دوباره و بدون کپی ،پیست! پست بذارم... اول از همه از عزیزایی که نظر گذاشتن یا میل زدن ممنونم و در اولین فرصت بهشون پاسخ میدم و این تاخیر رو به حساب بار سنگین امتحان ها بذارین.تصمیم گرفتم یه پست کامل و جامع در مورد مالزی...
-
شعر طنز محکمه الهی
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1387 03:26
یه شب که من حسابی خسته بودم همینجوری چشـــــــــامو بسته بودم سیاهی چشام یه لحــظه سر خورد یه دفعه مثل مرده هـــــــا خوابم برد تــو خواب دیدم محشر کــبری شده محکـمــة الهــــی بــرپــــاشـــده خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن ردیف ردیف مقــابلش واستــــــــادن چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه به بنده هاش عتاب خطاب می...
-
سیزدهتون مبارک...
سهشنبه 13 فروردینماه سال 1387 20:03
من ، کورش،شاه شاهان امروز(سیزده به در!) اعلام میکنم که دیگه از زندگی مجردی متنفرم...و دیگه حالم از ادامه تحصیل به هم میخوره...می خوام برگردم واسه همیشه ایرون...جای من رو ایران خالی نکنید...از رای ندادن هام پشیمانم...دوست دارم عضو بزرگی از یه مجموعه کوچک باشم تا عضو کوچکی از یه مجموعه بزرگ و خیلی چیزهای دیگه...مطالب...
-
از وبلاگ میرزا پیکوفسکی
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1387 20:07
از وبلاگ میرزا پیکوفسکی : - آنجا سرزمین فراوانی است، پریان خوشرو به پیشوازتان آید و فلک به فرمانتان بگردد و سواران سالها بتازند و هرگز به مرزهای سرزمینتان نرسند و در تمام دشتها میزهایی بیانتها با غذاهای لذیذ و بیهمتا و بشکههای شراب و... - پنیر چی؟ پنیر هم هست؟
-
در کنسرت شاد ترین خواننده ایران...
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1387 00:08
بعد عید جالب و تقریبا شادی که در اینجا داشتم نوبت به کنسرت شهرام شهپره رسید که شروعش ساعت ۸ شب بود.موسیقی شهرام که از اول کاملا شاد بوده فرق اساسی با بقیه خوانندگان ۶ و ۸ خون! داشته و داره و به قول معروف کلاس کاریش همیشه یه سر و گردن بالاتر از بقیشون بوده و این فقط حرف من نیست. بسیاری از کسانی که حرفه ای موسیقی گوش...
-
ریشه ی این عشق در ایران ماست...
پنجشنبه 1 فروردینماه سال 1387 07:37
آمد از ره فصل زیبای بهار نوبهاران خنده زد بر سبزه زار پیک نوروزی رسید از آسمان از سفر آمد پرستو نغمه خوان باز شد چشم بنفشه ارغوان زرد و نیلی در کنار چشمه سار بخت اگر خواب است بیدارش کنید عاشقانه باز دیدارش کنید آمده نوروز در ایران زمین خاک ما شد رشک فردوس برین بوی نارنج و ترنج و عطر بید می توان از تربت حافظ شنید باز...
-
از خاکمون چه خبر؟
پنجشنبه 23 اسفندماه سال 1386 02:43
به دوست نازنینی در ایران گفتم: از خاکمون چه خبر؟ او هم در جواب گفت:خاکمون داره برسر مردممون ریخته میشه!
-
برگرفته از وبلاگ بلوط:چرا از ایران آمدم؟ آیا روزی باز خواهم گشت؟
شنبه 18 اسفندماه سال 1386 17:16
حرف دل خیلیها ...برگرفته از وبلاگ بلوط : چرا از ایران آمدم؟ آیا روزی باز خواهم گشت؟ این نوشته شاید مطلوب خیلی ها نباشه. در نقد همیشه بازه و من از نقد شدن خوشم میاد. فکر کنم یه جایی دیگه هم گفته بودم که داستان درس خوندن و دانشگاه رفتن من چی بود تو ایران. من چند سالی بیشتر نیست که اینجام. با خونواده ام اومدم و میدونم که...
-
یکی از شعرهای (قصاید) خدای دوم دبیرستانمون... شب
سهشنبه 7 اسفندماه سال 1386 18:18
شبی گیسو فروهشته به دامن پلاسین معجر و قیرینه گرزن بکردار زنی زنگی که هرشب بزاید کودکی بلغاری آن زن کنون شویش بمرد و گشت فرتوت از آن فرزند زادن شد سترون شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک چو بیژن در میان چاه او من ثریا چون منیژه بر سر چاه دو چشم من بدو چون چشم بیژن همیبرگشت گرد قطب جدی چو گرد بابزن مرغ مسمن بنات النعش گرد...
-
اشفته بازار!
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 23:33
درودی به بزرگیه دریاهای شمال! هدف اصلیم ازاومدن اینه که واسه نوشتن(حتی این خزئبلات )دلم تنگ شده بود! فعلا درس خوندن یا حداقل فکر درس خوندن رو کنار گذاشتم(برا این مدتی که دارم مینویسم!)درس خوندن اینجا لذت بخشتر ولی سختتر از ایرونه!ایران که جدا دانشجو بودن رو فقط تو دبیرستان تجربه کردم و دوره دانشگاه به شب امتحان...
-
شراب
یکشنبه 7 بهمنماه سال 1386 03:37
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب اید ز تراب چون روم زیر تراب گر بر سر خاک من رسد مخموری از بوی شراب من شود مست و خراب خیام
-
عاشقان دروغین حسین
شنبه 29 دیماه سال 1386 22:48
دکتر علی شریعتی:در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست. دکتر علی شریعتی:حسین بیشتر از اب به فکر لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی ابی معرفی کردند. مطلب پایین(عاشقان دروغین حسین ) از ۳۶۰ دوست نازنینم مسعود...
-
میمونهای اشغال!!
سهشنبه 25 دیماه سال 1386 18:32
ترم شروع شده (الان که دارم اینو مینویسم صدای مهیب تندر دیوانه میاد پشت سر هم،نتیجه اینکه بازم هوای مورد علاقمه!)و کمی، سنگینی درسها، خودشون رو نشون دادن.چند تا چیز جالب تو این مدت شنیدم که میگمشون: یکی اینکه اینجا برای دانشجوهای دوجنسی خوابگاه مخصوص دارن!البته فعلا خبر موثق نیست و اگر باشه جالبه! بعدشم اینکه الان...
-
شب های تهران زیباست زیباست
شنبه 15 دیماه سال 1386 00:44
به یاد دوستان البرز ،دانشگاه،موسسه زبان و... پرسه در باغ بالای دربند،در زیر نم باران پاییزی ،سکوت و خانه های کوچه باغ دربند و در شبهای تهران و پرسه ها در لواسون... زیر درخت بید و روی تخت در کنار رودخانه لواسون... سنجاب کوچک روی درخت،نم بارون،چای و سیگار و خوشی...یاد همتون به خیر... سهیل،سیا،یاد عکس اخر هم در شب...
-
محاق!!
دوشنبه 26 آذرماه سال 1386 22:28
با اونکه به قول معروف معتاد نوشتن شدم ولی برای مدتی به هزار دلیل که دارم برای مدت کوتاهی اون رو کنار میذارم و با مرض ترک عادت می سازم.شروع ترم جدید و امادگیهای لازم برای اون یکی از دلیل هامه و جدا(جدن!) از این قضیه که وبلاگم در حد حتی کوچک به ایرانیهایی که میخوان و میخواستن در مورد اینجا بدونن کمک کرده و می کنه...
-
آگهی تبلیغاتی یا ضد تبلیغات ؟!
یکشنبه 25 آذرماه سال 1386 21:46
آگهی تبلیغاتی یا ضد تبلیغات ؟! یک آگهی تبلیغاتی که اخیراً پلیس لندن به اتوبوسهای شهری داده است به علت آنکه در جای مناسبی از اتوبوس ها طراحی نشده، باعث خجالت نیروی پلیس شد ! در این تبلیغات در کنار جمله" چه کسی امنیت محله شما را تأمین می کند؟" یک مرد و زن پلیس در پشت اتوبوس به چشم می خورند . اما یک اتفاق...
-
far away from my town:یکی از ترانه های زیبای ابی(ترانه انگلیسی)
جمعه 23 آذرماه سال 1386 18:02
یادش به خیر دورانی رو که با اهنگهای ابی زیست می کردم.و طول دوره کنکور رو هم با اون درس خوندم!اون موقع ها مثل بچه ها !ابی باز بودم و جدا تا همین الانش اهنگ هایی ازش دارم که شاید خودش نداشته باشه اونارو! و کماکان هم مثل قدیم هر کسی اهنگی از ابی بیاره که نشنیده باشم بهش پیتزا میدم!قابل توجه هست که تا الان در زندگی فقط به...
-
مراسم پرشکوه !
یکشنبه 18 آذرماه سال 1386 03:15
روزگاریه !روم به دیوار!گلاب به روتون واز این چیزا!دیدن دفع مدفوع از طرف یک مارمولک اوازخوان دانشگاه! و شاید اوازه خوان! سبب نوشتن این پست شد و بهانه ای شد سکوت نوشتن جدیدم رو بشکنم!قبلا تو تراس سوییت دیده بودم که روز به روز یه چیزایی شبیه فضولات بلبل بیشتر میشه ولی چند شب قبل مستقیما این مراسم پرشکوه و باعظمت رو...