از رو عادت به رفاقت
دل ما را ساده بردی
تن سرد این غریبو
تو به خشم شب سپردی
از قفس تا به رهایی
مرگ بر رنگ سیاهی
یا هو ضامن آهو
نفس هم نفسم کو
مرگ مرغ در قفسم کو
فرقه فرقه"فرقه من تو
ماه شام آخر من تو
ای عشق دست به سرم کن
پی شب در به درم کن
با جنون هم سفرم کن
تو برقص ای باد بهار
هوووووووووووو
تو بگو باز از غم یار
هوووووووووووو
زنده باد در حلقه دار
شب جشن این دیدار
همه خواب و ما بیدار
چه غمی دارد دلشان
پر درد است دامنشان
بی ستاره اس هر شبشان
منو تو ما وایشان
به ضمانت درویشان
اندک اندک جمع مستان
یار ماو یاور ما
اندک اندک می پرستان
تاج عالم بر سر ما
خوش به حال سوته دلی
که رها شد با ایشان
به ضمانت درویشان
این چه سند چه قباله ی تلخیست
بوی بوی کفن پوشان
دولت عشق از مکتب ما شد
جان تو و جان ایشان
بگو بگو خورشید خاموش
خوش به سعادت خاموشان
گر شما بود و ما شد
به شرف دست درویشان
بگو بگو تو جنس بادی بوی علف را تازه کردی
بگو بگو باروون که نم زد رسم و به هم زد باز بر میگردی
اگه شورم شور تو دارم ای کس وکارم
تو رو دارم
تو رو دارم شکر گذارم شکر تو گفتن
شهرت کارم
دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش
هیهات از درد غریبی تو غریب الغربا باش
اهای اهای کی پس خدا بود
کی پشت چین پرده ها بود
اهای اهای کی ناخدا بود
از عشق میمرد و بی صدا بود
تو خدایی تو ناخدایی
تو بی صدا و با صدایی
تو کجایی بگو به عالم
که پشت ما و مشت مایی
دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش
آه باد آتش و خاکی
فکر چشم تر ما باش
اندک اندک ...
از ترانه های زیبای آصف
از برنامه های دانشگاه بهتر کردن رنک در حد ۵۰۰ تا سال اینده هست و چون رنک بالا نیاز به شرط تافل داشتن برای پذیرش دانشجو داره زمزمه های این قضیه هست که به زودی تافل یا ایلتس اینجا اجباری بشه. طبق گفته دوستان و طبق امارهایی که از ایران گرفته شده موسسات اعزام دانشجو برای ترمی که قراره بیاد بیش از چندین برابر ترمها و سالهای قبل برای مالزی دانشجوگرفتن که این نشون دهنده اهمیت بیشتر دانشجویان ایرانی به دانشگاههای مالزی شده. اینجا دانشجو از نخبه های خوارزمی داریم تا ... والبته جو بسیار درسی تر از کی.ال هست.امکانات دانشگاه بسیار عالی هست و اگر وقت کنم یه سری از اونا رو در اسرع وقت بهتون معرفی می کنم.فقط یه مورد جالب بگم که دانشکده مکانیکش چند تا هواپیما داره برای اموزش دانشجوهاش!!( جنگی!! وتوپولوف!) .برم سر اصل مطلب،اطلاعات...(منبع اصلی اطلاعات سایت ایران ایندیا هست.)البته اطلاعات درستتر وکاملتر رو خواهم گفت چیزی که شرکت ها معمولا به کسی نمیگن،یعنی شرایط و هزینه های زندگی تو مالزی.(مثلا بدون کولر بودن خوابگاهها!)و ...
برای اطلاعات بیشتر به سایت ایران ایندیا برید.(اینجا کلیک کنید)
بعد مدت طولانی غیبت(برای خودم!) با یه سری وقایع عجیب که سرم اومد وخبرای خوب و بد اومدم. اول از همه علی جان در گذشت پدر نازنینت رو تسلیت می گم،امیدوارم با صبر با این قضیه کناربیای.دورادور همدردی من رو از صمیم قلب پذیرا باش. خبر دوم رو به محمدرضا جون دوست بسیار نازنینم تبریک میگم.رفتن به دانشگاه خوب ماساچست امریکا برای دکترای عمران انصافا کم چیزی نیست و روز به روز که خبر موفقیت دوستانم رو می شنوم به وجد میام،محمدرضای عزیز نوش جونت یو.اس.ا...(دروود به البرز...)
خودمم انقد ماجرا تو این ده روز سرم اومده که فقط گفتن ماجرای امروز برا شما کافیه!!
صبح برای خرید ماشین رفته بودم وبعد اینکه از نمایشگاه خارج شدیم،در حال زدن اس ام اس به یکی از دوستانم بودم که یه موتوری....(به جای .... لطفا فقط فحشهای رکیک به کار ببرید!) موبایلم رو از دستم زد و الفرار!رفتم اداره پلیس و شکایت تنظیم کردم و همونجا به شمارم(دزد....)زنگ زدم و در نهایت تعجب دزد گوشی رو برداشت و من بی اختیار امار دادم چقدر می خوای..... و اونم امار داد ۵۰۰رینگت!حدود ۱۵۰۰۰۰ تومن. من باش چونه زدم و مبلغ رو به ۴۰۰ رینگت کاهش دادم و گفتم برا قرار بعدا بت زنگ می زنم.سریعا این قضیه رو به پلیس اینجا گفتم و اونها هم قرار شد با دو تا اسکورت به دور از من، من رو بفرستن سر قرار ولی پلیس انقدر لفتش داد که دیگه دزده گوشی رو بر نداشت و گوشیم پر! این یعنی فعلا از عکس مکس تو وبلاگم خبری نیست تا یکی دیگه بگیرم! این روزا درگیر یه سری از کارهام هستم و از این موقعیت(الان!) سریعا استفاده کردم تا این پست رو بدم،راستی دنبال نیمه پر لیوان تو این ماجرا هستم! بدرود
پ.و۱:از دوستانی که نظر دادن ممنون و عذر خواهی می کنم که فعلا نمی رسم جوابتون رو بدم.
و جای گودی مهر بر پیشانی/همچون چاه عمیق/سقوط
انسانیت در ان/می بینی؟/ فروش تن،یک هموطن/فاحشه
نیست که گناهکارش خوانی/مکان عزاداری را تغیر بده/و
زمانش را هم/و بیا به کوچه تن فروشان/شماره برای فروش
تن/بر دیوارهای بی حس/فرقی نیست مابین جمله
ها/لعنت بر پدر کسی که در اینجا اشغال بریزد / و یا کلیه
ای برای فروش آ +،ب -/همه ما دیواریم،همه.../دیواری فرو
می ریزد/در همان کوچه/اری/برج خواهد رویید/جای ان دیوار
قدیمی/وسبد های پر پول/مالک را می گویم/و سفر واجب
حج!/تف بر این دنیا/تف/در همان روز بهزاد ،مشتری دارد/که
نه مالک برج/مالک عضو بدن را می گویم/مالک دو
کلیه/دخترش،در دم بخت/ محتاج است/و پدر در فکر
است/جهازی در خور/ و بعد عمل/دخترک خوشبخت است/
و پدر صاحب یک کلیه/تف بر این دنیا،تف/ظهر گرم
است /زمان صلات/حاجیه دیگری از خانه برون می اید/قصد
مسجد دارد او/ازکناردیوار بی تفاوت می گذرد/قصد حج دیگر
دارد او/مستطیع است،شدید/هفته بعد وقت عزمست/او در
فکر خداست!/بی خدایی که در ان نزدیکیست/در همان
کوچه بد/زار زار می گرید/بی توجه به صدای مسجد/زندگی
را در قماری باخته/پس قمارباز هم هست/مسجدش
،میخانه/پس شرابخوار هم هست/اندکی پول برایش
باقیست/بی تفکر تلفن می گیرد/شماره خود فروش حک
شده بر دیوار/نام او بهزاد نیست،خود فروشی دیگرست/بی
خدا ،پول خود را به او می بخشد/ و به یاد گنهش /در قدیم
الایام/که طواف کرده بود/گنه سفرچندم حجش را،بخشش
ازخدا می طلبد /سخت می گرید،شدید/با خودش
می گوید /تف بر این دنیا ،تف...