.نتونستم مقاومت کنم که پستی در مورد غزه ندم.بحث مردمی کاملا بی گناه. مردمی که گرفتار خودخواهی حماس و وحشی گری اسرائیل هستند.هواپیماهای اسرائیل مدرسه ای را در غزه که پرچم سازمان ملل داشت را بمباران کردند و مطمئنا کشته های بی گناه فراوان.بایکوت خبری را که اسرائیل در غزه به راه انداخته است به روغن این آش کثیف افزوده است.فکرم میره طرف حکومت های دینی.دینی که سیاسی و سیاستی که دینی میشود.از زمان ساسانیان که زردشت در حکومت بود و از قرون وسطی که مسیحیت در اروپا حکم میراند و اینک اسلام در ایران و همچنین حکومت یهود در اسرائیل هر چند که بر روی کاغذ اسرائیل جزئ دمکرات ترین حکومتهای دنیاست ولی ایده و پایه این کشور دین یهود است و همینطور که می دانید هر یهودی به صورت اتوماتیک شهروند اسراییل هست.قصدم این نیست در مورد چگونگی شکل گیری این کشور صحبت کنم ولی واقعا جالب هست ادیانی که برای نجات بشریت آمدند به مثل چاقوی جراحی به جای در خدمت جان بشر بودن چونان قمه ای در دست اراذل و شیادها به جان مردم بی گناه افتاد و افتاده است و لا یحتمل خواهد افتاد.جالب هست اندیشیدن به این موضود که اگر ادیان نیومده بودن وضع الان بشر چگونه بود؟و آیا اوضاع بهتر بود یا بدتر؟ ویا برای این بشر خودخواه قدرت طلب فرقی نداشت؟؟بگذریم که از اصل مطلب دور شد این نوشت! که بحث غزه بود.۳۶۰ کیلومتر مربع خاک با چگالی بالای انسانی (۴۰۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع) که نیروی حماس لا به لای ساختمان ها پناه گرفته اند و موشک های قسام... ولی آنطرف چه؟ مثال خانواده ای که در یک چادر در کنار خانه ای زندگی می کند و فردی از اعضای چادر هر روز به طرف خانه سنگ پرانی می کند و البته در چادر یک یا دو نفر از مثلا ۸ نفر چنین اند و بقیه کودکان و افراد بی گناه.حال در پاسخ به این حملات در نظر بگیرید که از طرف خانه مذکور سنگهای بسیار بزرگتری به طرف چادر پرت شود.این مثال فقط برای ملموس شدن قضیه هست .چنین است اوضاع غزه و آن فاجعه انسانی.نوشتن و گفتن حق (درنظر من ) برای پیروی از بزرگیست که می فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید و من دادن این پست کوچک را از هر لحاظ از تمامی نوحه خوانیها و سینه زنیها ی بشر تا به امروز بسیار انسانی تر می دانم چه بسا که در آن مراسم یاد حسین کوچکترین جایی ندارد ومرام او را یادآوری نیست و آرزویم این است اپسیلونی از خوی حسین در من می بود.اعتراض بر هر ظلم و ستم.چه ظلم و بی عدالتی در اداره ای و ارگانی در ایران و چه آتش ظلم و بی عدالتی در غزه.پس فریاد می زنم مشعل اعتراض مشتعل باد...
پی نوشت: از بلاگ گردباد این پست کوتاه را بخوانید.
."حسین قاضیان" با استناد به میزان کمکهای اهدایی شهروندان به زلزلهزدگان بم، از میزان واقعی همبستگی اجتماعی در میان ایرانیان نوشته است:
من آن روزها در زندان بودم. این داستانها را هم از تلویزیون دنبال میکردم و روزنامههایی که نامرتب به دستمان میرسید. یک ماهی از این ماجرا گذشته بود. هنوز شیرینی تصور بازگشت همبستگی اجتماعی زیر زبانم مزه میکرد. یک روز تصادفاً در روزنامهی آفتاب یزد ــ که گاهی به جای کیهان به ما میدادندــ به آماری ازمیزان کمکهای نقدی مردم به زلزله زدگان بم برخوردم. این آمار نشان میداد جمع کمکهای نقدی مردم، از طریق مجاری رسمی، حدود بیست و دو میلیارد تومان بوده است.
از قضای روزگار، در اوایل اسفند همان سال شرکت مخابرات برای ثبت نام تلفن همراه در روزنامهها آگهی کرد. وقتی در اواخر اسفند شمارهی دیگری از روزنامهی آفتاب یزد را دیدم به رقمیمهمتر از آن کمکها برخوردم. ارقام نشان میداد که مردم شریف ایران برای خرید موبایل دوهزاروچهارصد میلیارد تومان هزینه کردهاند. ماشین حساب لازم نبود. یک حساب سرانگشتی نشان میداد که مردم همبستهی ایران که حماسهی کمکهاشان به مصیبتدیدگان بم کم مانده بود علاوه بر گوش فلک گوش خودشان را هم کر کند، بهطور متوسط، لااقل صد برابر آنچه به حساب همنوعخواهی صرف دیگران کرده بودند، برای بهتر کردن زندگی خودشان هزینه کرده بودند. به نظر شما آیا این داستان نتیجهگیری اخلاقی هم لازم دارد؟
پی نوشت ۱:یاهو آیدیم چند هفته است که کار نمی کنه نتیجتا آفلاین هام از بین میرن.
پی نوشت ۲: تقویمی که همه مناسبتهای ایران باستانی و اسلامی و .. رو با هم داره.از اینجا دانلود کنید.
.
.
.
.
.
.
اگر دارید این نوشته رو می خونید امیدوارم سریال شاهکار دایی جان ناپلئون رو دیده باشید.سریالی که در سال ۵۴ یا ۵۵ از تلویزیون ایران پخش شد و بعد از انقلاب همانند بسیار خوبهای دیگری ممنوع شد.
نویسنده داستان ایرج پزشک زاد هست والبته باز هم امیدوارم دو برنامه تلویزیونی ایرج پزشکزاد رو از کانال صدای امریکا دیده باشید.(در برنامه میزگردی با شما).قلم پزشکزاد،کارگردانیه تقوایی و بازیهای به یاد ماندنی هنرپیشه ها به خصوص مرحوم پرویز فنی زاده و مرحوم اسماعیل داورفر و پرویز صیاد بدون اغراق اون رو به بهترین سریال تلویزیونی تاریخ میهنی رسونده.حتی اگر به دید یک منتقد به این مجموعه نگاه کنید بعید می دونم بتونین ایرادی ازش در بیارین.جدا از طنز محشری که این مجموعه داره و تمام به عادات ما ایرونیها بر میگرده ،نوع زندگی ما ایرونیها رو هم به بهترین وجه ممکن نشون میده.موسیقی وطنی هم همگام با قسمتهای مختلف مجموعه ای عجیب رو ساخته.کمی بی پروایی جنسی در این سریال اون رو به اوردوز طنز نزدیک کرده.انتخاب پرسوناژها جدا به بهترین شکل ممکن انجام شده.قصه به زندگی چند خانواده اشرافی و غیر اشرافی بر می گردد در زمان جنگ جهانی دوم که قوای انگلیسها ایران رو اشغال کردن.دایی جانی متوهم و خود بزرگ پندار که جزو افسرهای معمولی قزاق بوده و آرزوی فرماندهی بزرگ شدن را داشته و به آن نرسیده و عشق شخصیت ناپلئون هست خدمتکار یا نوکری به نام مش قاسم دارد که همانند همه نوکرها ارباب خود را در همه حال تایید میکند و دایی جان از این موضوع استفاده کرده و از جنگهای خیالی کازرون و ممسنی نام میبرد که فرمانده قشون بوده و انگلیسیها را به خاک سیاه نشانده است. شوهر خواهر داییجان ناپلئون خصومتی با دایی جان دارد که تا آخر سریال به بهترین وجه خنده را از لبانتان دور نمی کند در عین درام بودن.دایی متوهم هست که هر توطئه ای کار انگلیسیهاست .دایی جان و نوکر او مش قاسم مدام همدیگر را تایید میکنند و برای خود انها هم این پندار به وجود میاد که جدا با انگلیسیها در مقام بزرگان جنگ،جنگیده اند. تیکه کلام نوکر ،مش قاسم، والا آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ هست.تمرکزتان بر روی بازی مرحوم پرویز فنی زاده(مش قاسم) باشد تا اوج لذت رو از سریال ببرید. قسمتی از دیالوگ سکانس اول قسمت هفتم سریال دایی جان ناپلئون رو اینجا میذارم:
مش قاسم :والا آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ.انگیلیسیا از ما هم دل پری دارن.خاطرتان میاد ما تو جنگ کازرون چندتا انگیلیسی را کشتیم؟ با یک ضربت شمشیر سر یک سرهنگشان را انداختیم جلوی پای هنگشان!یک طوری زدیم که حالیش نبود!وقتی کله بی ناموس را انداختیم زمین ،نیم ساعت به ما فحش ناموسی میداد! ما هم از زور ناچاری یک آب دستمال چپاندیم تو حلقومش
دایی جان: ا خفه شو دیگه بذار ببینم قاسم! تو با این کارات تو برلن آبرو ی من رو می بری...
تنها توصیم به شمایی که این پست رو می خونین اینه که اگر این سریال رو ندیدین حتما و حتما و حتما اون رو ببینید ولی بدونین وقتی تموم میشه دلتون لک زده تا دوباره و سه باره و ان باره اون رو ببینین.امتحانش ضرر نداره...