نت ورک های هرمی یا هرمهای اهریمنی؟

در ابتدا بگم که من این پست رو تقریبا دو سال قبل در وبلاگ قبلیم بازی هستی که در دومین میهن بلاگ بود و از بین رفت نوشتم والآن بعد فهمیدن اینکه چندتا از دوستان دیگر من وارد این سیستم  (گلد کوییست) شدن این پست رو در بلاگ میذارم.این پست شامل دو پست هست از وبلاگ قبلیم.پست اول مطلبی در باب نت ورکای هرمی و پست دوم در جواب کامنت دوستی نوشته شده بود که در قسمت نظرات پست اولم گذاشته بود.

.

.http://www.eqtesadepenhan.com/maghale6/image/04-img.jpg

.

الف)گفتم کمی هم در مورد گلد کوئیست بنویسم و این نت ورکای هرمی و ..... یکی از دوستان من که الان از میلیاردرای سیستم گلد  کوئیسته ظرف کمتر از سه سال بار زندگییه خودش رو بست.ولی به چه قیمتی؟! کلا سیستمهای هرمی نت ورکی به نظر من بر پایه دروغ، شارلاتان بازیه خاص ایرانیا ، شم وبوی گدایی،و تقلاها ،و خواهشهای بی مورد،گول زدن،و کلا بی ابرویی بنا شده و ترویج دهنده اصول غیر اخلاقیه و برا این جملم هم مثال میارم. فرض کنید تو خونه واسه خودتون نشستید و یه دفعه تلفن زنگ می خوره و یکی از دوستاتون که چند ساله ندیدینش پشت خطه و پس از احوالپرسی کلی از شما برای انجام یه کار مهم دعوت می کنه و یه قراریم میذاره ووقتی رفتین سر قرار تازه دفتر دستکا و ادمای دیگه رو میشن!شما بدون هیچ اطلاعی پرزنت شدین! و اونا یه سری سئوال از درامد ایده  التون می کنن که مطمئنا از اون چیزی که اونا وعدش رو به شما خواهند داد خیلی کمتره! بعد روش نت ورک رو با مهارت بسیار کامل و کوبیدن و بدگویی از سایر نت ورکا شروع می کنن! و اعلام می کنن که شما با این شیوه در کمتر از  یک ماه به درامدای میلیونی میرسین!و امار بهتون میدن که به کسی  امار ندین این قضیه رو!!در حالیکه اگر کمی وجدان ومنطق تو ووجودشون باشه به شما وقت میدن که با کسی که تو این سیستمها وارده یا سر رشته ای از اقتصاد داره صحبت بکننین و اصل مشورت رو که هر عقلی تایید میکنه برای جلوگیری از ضرر به جا بیارین. دیگه هم توضیح نمیدن که این پولی که قراره مثلا در اینده ای نزدیک(اونم از نظر علم امار کمتر از ۳٪ !! افراد سود خوبی در این شیوه می کنند!)بره تو جیبشون بوی درد و فغان و ناراحتی و هتک دوستیای  پایین دستی که هیچی نصیبشون نشده (و فقط ضرر کردن) رو میده! بوی خواهش برای کلاهبرداری رو میده! بوی سوئ استفاده از سادگیه دوستان صمیمیه ادم رو میده! چرا تمام این کسایی که کار نت ورک می کنند تضمین واقعی برای کسایی که پرزنت میشن رو نمیدن که اگر پولدار نشدین پولتون رو بهتون بر می گردونیم؟!! و یا حتی یه قرض کوچولو هم برای کمک به عضو شدن به ادم نمیدن! چون که قانون و مبناشون بر پایه اصول غیر انسانی بنا شده(که اعضا حق قرض دادن به پایین دستیها را ندارن!) بعد اگر دودل جلسه رو ترک کنین یا یه قول کوچیک بهشون داده باشین چونان  کنه ای!! ول کنتون نخواهند بود و تمام وقت تلفنتون زنگ می خوره  چی شد؟ پولت جور شد؟ و......... من پدرم که بیمارستان بستری بود  یک صدم اون روزای پرزنتی زنگ خور نداشتم!! پول رو ببین چه می کنه! من خودم به خدا که زشت میدونم انقدر بخوام به یکی زنگ بزنم!بی ابرویی  می طلبه!! بابا  این موضوع رو متوجه بشید !!! یه قضیه اییم در این باب روشن کنم  که فرض کنید شما با این روش پولدار  هم شدید واقعا ایا نمیدانید  که  زیر دستان پشیمان بسیاری هستند که جیبهای خودتون رو ازپول  اونا انباشته اید؟! ضررهای  خروج ارز از کشور و ضربه به اقتصاد پیشکشتون!! امید وارم دوستان صمیمی من(که خوشبختانه اکثر اونایی  که وارد شدن پس از یه مدت بیرون اومدن و این لکه رو از پیشونیشون پاک کردن) پس از خوندن این نوشته کدورتی از من نداشته باشن که چه بسا حرف حق تلخ و ناگفتنش برای خیلی کسان مایه  ارامشه و دوری از ترس ولی یکی از بزرگان( شفیعی کدکنی) میگه:

حسرت نبرم به خواب آن مرداب   کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان     دریا همه عمر خوابش اشفتست...

 

 ب)در قسمت نظرات مطلب مر بوط به گلد کوئست دوستی که نمی شناسمش نظری گذاشته که عینا براتون میذارم: سلام دوست عزیز: اون دوستتون که الان میلیاردر شده مطمئن باش علاوه بر خودش زندگی صدها نفر دیگه هم تغییر داده. و حتماً هم می دونی که اون هم روز ورودش مجموعه ای نداشته و دوستانی رو هم که اورده به سود رسونده. لذت بخش نیست! دیگه 100 دلار آب و برق و گاز ( توضیح ۱:هزینه ای که برای یک ماه پول گاز اون موقع در ارمنستان،ایروان  پرداخت کردم و در وبلاگم نوشته بودم که هزینه گاز ارزون نیست ) نه به خودش فشار میاره نه به دوستانش! اگه شما فکر می کنید که دوستانتون رو با ورود به این کار بدبخت می کنید پس این کار واسه شخص شما خوب نیست. نسخه خودتون رو واسه دیگران تجویز نکنید. خیلی ها تونستن به حرفی که زدن عمل کنن، اگه شما نمی تونید که پس حالا حالاها باید واسه 150دلار(توضیح ۲:پستی در مورد خدا نوشته بودم که توضیح داده بودم در مورد گم شدن بلیط هواپیمام و...که البته قضیه اش طولانیست و دوستان غم دیگری رو با غم مادیات اشتباه گرفته بودند) بلیط غصه بخورید و در وبلاگتون دوستانتون رو هم در غم اون با خود شریک کنید. موفق تر باشید

 جوابیه من به این دوست عزیز در همون مطلب اصلی هست. فقط ذکر چند تا نکته رو ضروری می بینم: بله  زندگی صدها نفر رو تغییر داده مثلا رو به بهبود واز زندگی هزاران نفر پولهایی به قیمت و هزینه ای که اون بد بختا دادن رو گرفته. نه خیر! اصلا لذت بخش نیست دیدن این مال باختگان هزاران تایی در مقابل مثلا به  نان و نوایی رسیده صد تایی! دوم اینکه حتی حاضرم به خاطر یک دلار به خودم فشار بیارم ولی وارد چنین سیستمی که بوی دوز و کلک و نارفیقی میده نشم و نمی دونم حالا این دوست عزیز از کجا متوجه شدن! که   دلار اب و برق و گاز به من فشار وارد اورده که هیچ!!به دوستان هم فکرم هم فشار اورده!!(زیر فشار ترکیدم!!) نسخه رو کسانی می پیچن و چه بد هم می پیچند!!که بدون وقت کشی!و پشت سر هم و با زنگهای تلفن برای جماعتی بیچاره  برنامه پولدار شدن می ریزند!  در ضمن بلیط ۱۵۰ دلاری  پیدا شد و من از ورشکستگی رهیدم! به هر حال پاسخ بسیاری از  مطالب مطرح شده در پست گلد کوئیست را ندادید  که  بماند! معیارهای موفق تر بودن را انسانی تر منطقی تر و عقلانی تر  کنید.و پس از ان... موفق تر باشید!


غلام همت انم که زیر چرخ کبود           زهرچه رنگ تعلق پذیرد ازاد است



پی نوشت:توضیح۱ و توضیح ۲ برای رفع ابهام آورده شده است.

فکر مسموم

http://i73.photobucket.com/albums/i215/seapiranha/comments/shark.jpg


داشتم به دریا فکر می کردم یدفعه غرق شدم و تا لجنها رسیدم که یه کوسه من رو خورد. از فکر دریا بیرون اومدم  ولی  دیگه فایده نداشت.  توی شکم کوسه گیر کرده بودم . کوسه از مسموم بودن من مرده بود. من وکوسه هر دومون تبدیل به سنگ شده بودیم...

گر عمر دوباره داشتم...

http://i9.tinypic.com/2vd1xlk.png


این هم یک email زیبا است که چند وقت پیش به دستم رسید :



دان هرالد (Don Herald) کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایى در سال 1889 در ایندیانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تالیفات زیادى است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف کرد :

  البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد .

اگر عمر دوباره داشتم مى  کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى  گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى  شدم. فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى  گرفتم . اهمیت کمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بیشتر مى  رفتم. از کوههاى بیشترى بالا مى  رفتم و در رودخانه  هاى بیشترى شنا مى  کردم. بستنى بیشتر مى خوردم و اسفناج کمتر . مشکلات واقعى بیشترى مى  داشتم و مشکلات واهى کمترى. آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى کرده  ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته  ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى  داشتم. من هرگز جایى بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروى قرقره، یک پالتوى بارانى و یک چتر نجات نمى  روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک  تر سفر مى کردم .

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى  رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى  دادم . از مدرسه بیشتر جیم مى  شدم. گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم  هایم پرتاب مى  کردم . سگ  هاى بیشترى به خانه مى آوردم. دیرتر به رختخواب مى  رفتم و مى  خوابیدم. بیشتر عاشق مى  شدم. به ماهیگیرى بیشتر مى  رفتم. پایکوبى و دست افشانى بیشتر مى کردم. سوار چرخ و فلک بیشتر مى شدم. به سیرک بیشتر مى  رفتم .

در روزگارى که تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى  کنند، من بر پا مى  شدم و به ستایش سهل و آسان  تر گرفتن اوضاع مى  پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى گوید : "شادى از خرد عاقل   تر است "

 .

.


درکشورما وضع چنین است بدانید



http://i32.tinypic.com/2h6wpl5.jpg

 

              

آنکس که بداند و بداند که بداند         اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند     بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس نداند و بداند که نداند        لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند            در جهل مرکب ابدالدهر بماند

درکشورما وضع چنین است بدانید

آنکس که بداند و بداند که بداند             باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند         بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند          با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند          برپست ریاست ابدالدهر بماند

.

پی نوشت:متن  از ایملی از دوستان است