.
.
.
I gave you my soul
You left me dying
(Freezing in the cold wind that screams through
the silence, in the barren wastes of my heart)
Within the walls
Of my mind... alone,
The winter serenade
Fell silent to me
من روحم رو به تو دادم/و تو من رو درحال مرگم ترک کردی
یخبندان باد سرد که از طریق سکوتش فریاد می زد در زباله
های بی ثمر قلبم
در حصار دیوارهای ذهنم....تنها....
موسیقی عاشقانه زمستان سکوت رو به جون من انداخت...
...
آنکه مى خواهد روزى پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمى کنند. نیچه
ترانهی شرقی
انار، پستانی را ماند
که زماناش پوستواری کرده است
تا نوکش به ستارهای مبدل شود
که باغستان ها را روشنی می بخشد
کندوئی است خورد
که شاناش از ارغوان است
*
انار، دلی را ماند که به کشتزار می تپد
*
درختِ زیتون
شور کاراست و توانایی است
*
سیب، میوهی شهوت است
میوه- ابوالهول گناه
چگاله قرن هاست
که تماس با شیطان را حفظ می کند
*
انار شکسته
تو یکی شعلهای در دل شاخ و برگ
خواهر جسمانی ونوسی و خندهی باغچه در باد!
پرندگان بر گرد تو جمع می آیند
چرا که آفتابات می پندارند
...
چقدر بی شباهتم به تو من
ای شهوت شراه افکن بر چمن

